اصول طراحی نقشه در کارتوگرافی

 طراحی نقشه، که درواقع، تصمیم گیری دربارۀ نحوۀ نمایش اطلاعات و برنامه ریزی کامل از کلیۀ عملیات کارتوگرافی است، از اصول عام و خاصی پیروی می کند که اساس طراحی نقشه را تشکیل می دهد. منظور از اصول عام، اصولی است که به هنگام طراحی، در مورد تمام نقشه ها در نظر گرفته می‌شود، ولی اصول خاص تهیۀ نقشه، عوامل متعددی نظیر احتیاجات استفاده‌کننده، مورد استفاده نقشه، ابهامات و پیچیدگیهای نمایش اطلاعات، حدود درک استفاده‌کننده، برآورد امکانات و بالاخره مخارج مراحل کارتوگرافی تهیه نقشه را شامل می‌شود، که درهر نقشه‌ای متفاوت است.

طراحی نقشه را به دو مرحله می توان تقسیم نمود:

1- طراحی عمومی : آن است که بر طبق اصول عام و بدون توجه به جزئیات، به ظاهر نقشه می پردازد.

2- طراحی خاص : گذشته از رعایت اصول عام، به کلیۀ جزئیات مربوط به نقشه نیز می پردازد.

در این مطلب بسیار کامل و جامع  که با عنوان آموزش اصول طراحی نقشه در کارتوگرافی ارائه شده است ،قصد داریم درباره طراحی نقشه در کارتوگرافی اصولی را برایتان شرح و آموزش دهیم تا با استفاده از این ها در کارتان موفق و به هدف مورد نظر برسید.

پنج اصل طراحی نقشه در کارتو گرافی

1- مفهوم پیش از گردآوری

درک مفهوم در فرآیند نقشه بسیار ضروری است زیرا انواع نقشه در کارتوگرافی وجود دارند.زمانی که مفهوم درک شد، هرچه طراحی یا محتوایی که مناسب مفهوم نباشد را وارد نقشه کارتو گرافی نخواهید کرد.کلیات را پیش از جزئیات در طراحی نقشه در کارتوگرافی،طراحی کنید.طراحی نقشه در کارتوگرافی در دو مرحله انجام دهید؛ اولین مرحله مفاهیم و پارامترها را مشخص و تعیین کنید و در مرحله دوم که همان شامل مرحله اجرا است به جزئیات بپردازید.

همواره در طراحی نقشه در کارتوگرافی به کاربر فکر کنید.توجه داشته باشید کاربر چه چیزی از این نقشه می خواهد؟ و چه چیزی از این نقشه می تواند بدست بیاورد؟یکبار طراحی کنید!سپس طراحی انجام شده را مورد بررسی قرار دهید و اگر احتیاج به اصلاح داشت آن را اصلاح کنید.

2- سلسله مراتب متوازن

در سلسله مراتب متوازن درطراحی نقشه در کارتوگرافی، باید فرق بین چیزهای مهم و مهم ترین وجود داشته باشد ؛ چیزهای مهم، مهم نمایش داده شوند و مهم ترین چیزها ،مهمترین به نظر برسند.اشیاء کم اهمیت سلسه مراتب متوازن ،مکان خاص خودشان را دارند در واقع آنها به گونه ای نمایش داده می شوند که اشیاء مهم  با اهمیت جلوه کنند.در سلسه مراتب متوازن در طراحی نقشه در کارتوگرافی از کل به جزء طراحی کنید و به شکلی که همه اجزاء در ساخت کل ،وجود داشته باشند؛همچنین باید توازن بین موجودیت ها رعایت شود که این موجودیت های مرتبط،  باید رفتار مرتبطی هم داشته باشند.

3- سادگی

سادگی در طراحی ،بهترین حالت از طراحی نقشه در کارتوگرافی است.شما زمانی می توانید طراحی نقشه در کارتوگرافی را کامل کنید که نتوانید هیچ یک از عناصر موجود را خارج کنید در واقع یک طراحی خوب و کامل نقشه در کارتوگرافی،وابسته به عناصری است که نمی توانید آن ها را از نقشه کارتوگرافی خارج کنید.محتوا ممکن است مقیاس را تعیین کند یا مقیاس تعیین کننده محتوا باشد، اما هر کدام از این دو تعیین کننده سطح ساده‌سازی در طراحی نقشه در کارتوگرافی هستند.

4- کسب اطلاعات بیشتر با کمترین هزینه

آنچه مهم است کاربردپذیری نقشه در کارتو گرافی است؛در واقع باید دید از این نقشه چه مقدار اطلاعات می توان بدست آورد یا استخراج کرد؟ می‌خواهیم کاربر بیشترین اطلاعات ممکن را با کمترین هزینه بدست آورد پس طراحی باید بتواند نقشه را کاربردپذیر کند.

5- احساسات را درگیر کنید

  طراحی نقشه در کارتوگرافی را با احساس انجام دهید تا بتوانید احساسات را درگیر کنید. نقشه در کارتوگرافی یک پیام است که طراح می‌خواهد به کاربر منتقل کند.طراحان خوب نقشه در کارتوگرافی برای ایجاد یک نقشه از داستان، نوع چاپ و خطاهای دید استفاده می‌کنند؛در واقع اینها ،محتوای احساسی هستند.یک طراحی خوب حاصل تعامل میان کاربر و واقعیت‌ها است.زمانی یک کاربر می تواند دریافت کننده پیام نقشه باشد که احساسات اودربرابر یک نقشه طراحی شده تحریک شود.

 

 

اصول کارتوگرافي طبق نظر رابينسون(Robinson)  به شرح زير مي باشد:

الف) مقياس (Scale) / سيستم تصوير(Map Projection) / جنراليزه کردن (Generalization).

ب) طراحي (Design) / ترسيم و توليد(Map Produce).

 

مقياس (Scale)

کليه نقشه‌ها از واقعيت کوچکترند، پس اولين تصميم کارتوگراف به تعيين نسبيت(ابعاد) بين واقعيت و نقشه اختصاص مي‌يابد. اين نسبت، اصطلاحا مقياس خوانده مي شود.


سيستم تصوير(Map Projection)

نقشه‌ها به طور کلي نشان دهنده وضع نسبي ابعاد پديده‌ها هستند. سه مشخصه پديده‌هاي فضايي عبارتند از: طول، عرض وارتفاع. بدين ترتيب يکي از اهداف کارتوگراف بهره گيري از تصويري است که بوسيله آن بتوان ابعاد سه گانه سطح کروي را روي سطح مسطح منتقل نمود. البته اين انتقال باعث ايجاد تغييرات اجتناب ناپذيري در جهت، فاصله، مساحت و شکل مي گردد. فرايند انتقال سطح کروي برسطح مسطح، اصطلاحا بنام "سيستم تصوير نقشه" معروف است. اين سيستم بايد براي تمام نقشه ها انتخاب گردد. به علاوه هر نقشه داراي سيستم مختصات مبنايي است که به شبکه مختصات صفحه‌اي موسوم است.  

 

جنراليزه کردن (Generalization)

جنراليزه کردن يا خلاصه نمودن اطلاعات يکي از مشکل‌ترين عمليات کارتوگرافي محسوب مي شود. واقعيت‌هاي موجود در نقشه، در مواقع ضروري بايد ساده گردند و اطلاعات لازم بايد طوري نشان داده شود که در رابطه با هدف نقشه از نظر تصويري و نمايش، کم و بيش مورد تاکيد قرار گيرند. اطلاعات آماري موجود در نقشه نيز بايد به نحوي خلاصه و پرورانده شود که نمايانگر ويژگي اصلي اطلاعات باشند.

 

طراحي (Design)

اين قسمت از کار شامل مراحل مختلفي است. تصميم‌گيري در مورد روش‌هاي نمايش، اندازه و نوع حروف، ضخامت خطوط، رنگ و سايه روشن، علائم، راهنماي نقشه و ايجاد هماهنگي‌هاي لازم بين عناصر مختلف گرافيکي از جمله مراحل فوق است.

 

ترسيم و توليد (Map Produce)

در قديم رسم بر اين بود که نقشه با مرکب و قلم ترسيم مي‌شد. توسعه و تکامل روش ترسيم اسکرايبينگ (scribing)، اختراع کاغذ هاي پلاستيک، فيلم‌هاي عکاسي، روش‌هاي چاپ نمونه و ساير عمليات فني باعث گرديده که دو مرحله ساختن، توليد و چاپ نقشه طوري به هم آميخته گردند که فکر تفکيک آنها از هم غير ممکن گردد.

نقشه‌ها ابزارهاي اوليه نمايش ارتباطات مکاني بوده بنابراين اسناد بسيار مهمي هستند. چند عنصر کليدي براي تهيه نقشه‌ها وجود دارد که به بيننده در درک بهتر ارتباطات نقشه، کمک مي کند. اين عناصر کليدي عبارتند از:

 

1)  چهارچوب يا قالب داده‌ها (Data Frame):

چهارچوب داده بخشي از نقشه است که بصورت لايه‌هاي داده نمايش داده مي‌شود. اين بخش مهمترين قسمت نقشه است. در مثال آورده شده، چهارچوب داده‌ها در برگيرنده اطلاعات مربوط به مرزهاي سياسي ايران در خاورميانه مي‌باشد.

2) راهنماي نقشه (Legend):

راهنما، رمز گشاي چهارچوب داده‌ها در نقشه است. بنابراين بصورت متداول به عنوان کليد معرفي مي‌شود. توضيح جزئيات هر رنگ، بصورت نماد يا رده بندي در اين بخش توضيح داده مي‌شود. در راهنماي زير، واحدهاي سنگ‌شناسي نقشه در قسمت‌هاي مختلف بوسيله رنگ‌هاي متفاوت تقسيم بندي شده و نشان مي‌دهد هر رنگ مربوط به کدام واحد زمين‌شناسي بوده و داراي چه سني مي‌باشد. بدون اين راهنما، رنگ‌ها هيچ مفهومي براي بيننده نخواهد داشت. راهنما به بيننده اطلاع مي‌دهد که بيشترين و کمترين تمرکز جمعيت در کدام مناطق ايران وجود دارد.


3) موضوع (Titel) :

موضوع بسيار مهم است، چرا که توضيحي فوري و مختصر درباره شرح نقشه به بيننده مي‌دهد. عنوان، به سرعت موضوعي که بر اساس آن نقشه تهيه شده و موقعيت داده‌ها را اطلاع مي‌دهد. در مثال آورده شده موضوع نقشه "ذخاير معدني در برگه ميامي" مي‌باشد.

 

4) جهت شمال(North Arrow) :

هدف اين علامت يا نشانه مشخص نمودن جهات جغرافيايي است و به بيننده امکان مي‌دهد نقشه را بر اساس شمال جغرافيايي توجيه نمايد. بيشتر نقشه‌ها جهت شمال را در بالاي صفحه نشان مي‌دهند.

 

 

5) مقياس(Scale) :

مقياس ارتباط بين قالب داده‌ها با اندازه‌هاي آنها، در دنياي واقعي را شرح مي‌دهد. انتخاب مقياس از اهميت ويژه‌اي برخوردار است، زيرا مقياس باعث ايجاد فضايي در نقشه مي‌گردد که در آن قسمتي از واقعيت‌ها به صورت خلاصه گنجانده مي‌شود.

مقياس در حقيقت توصيف يک نسبيت است که ممکن است واحد به واحد يا از يک واحد اندازه گيري به يک واحد ديگر نشان داده شود. بنابراين مقياس 1:10000 نشان مي دهد هر واحد از نقشه معرف 10000 واحد از دنياي واقعي است. به عنوان مثال: 1:10000 با واحد اينچ بدين معني است که هر واحد نقشه مساوي با 10000 اينچ در دنياي واقعي مي‌باشد. روش دوم براي نمايش مقياس، مقايسه با ديگر انواع واحدها است. براي مثال:1:100 بدين معناست که هر واحد اندازه بر روي نقشه 100 فوت در جهان واقعي است. اين نسبت همان 1:1200(1فوت=12 اينچ) است. علاوه بر موارد گفته شده، نسبت مي‌تواند بصورت گرافيکي در فرم Scale Bar مقياس خطي نيز قرار گيرد. همچنين نقشه‌هايي که مقياس ندارند بايد داراي نشان N.T.S باشند که به مفهوم "مقياس نشده است" مي‌باشد.

در شکل فوق مقياس خطي بر اساس کيلومتر تقسيم‌بندي گرديده است.

 

6) رونگاشت:(Citation)

اين بخش از نقشه اطلاعات مهمي را شامل مي‌شود(Meta Data). در اين قسمت از نقشه، توضيحاتي درباره منبع و مبلغ، اطلاعات پروژه و هرگونه توصيفي که مورد نياز است، جاي مي‌گيرد. درمثال زير، رونگاشت، منبع و تاريخ داده‌ها را مشخص مي کند. رونگاشت به بيننده کمک مي‌کند تا استفاده از نقشه را براي اهداف خويش تعيين نمايد.

 

7) مرزها(Border) :

قرارگيري مرزها در نقشه به محصور کردن تمام عناصر نقشه کمک مي‌نمايد. به علاوه، مرزهاي داخلي، عناصر نقشه را طبقه‌بندي مي‌نمايد. مرزها همچنين حدود خارجي نقشه را معين مي‌کنند.


8) تصوير کلي نقشه(Overview map) :

تمرکز بر روي يک ناحيه، نمايي کلي از منطقه به خصوص براي جهت يابي بينندگاني که با منطقه مورد نظر آشنا نيستند، ارائه خواهد نمود. به علاوه، اين تصوير کلي يک مفهوم بصري راجع به قرارگيري ناحيه مورد مطالعه در منطقه‌اي که آن را پوشش مي دهد، در اختيار بيننده قرار مي‌دهد.

  

9) شبکه مدارها و نصف النهارها وخطوط راهنما (Graticules and Indexes) :

شبکه مدارها و نصف النهارها، شبکه‌اي است که در زير لايه چهارچوب داده‌ها قرار مي‌گيرد. اين شبکه مي‌تواند به صورت خطوط طول و عرض جغرافيايي قرار گرفته و به جهت‌گيري بيننده در نقشه کمک کند.اين خطوط راهنما، به صورت يک دسته سلول‌هاي قراردادي در نقشه بوده و به عنوان يک راهنماي کمکي، بيننده را در بخش خاصي از نقشه راهنمايي مي‌کنند.

البته عناصر ديگري مانند متن، نمودارها، تصاوير و ... نيز مي‌بايد به نقشه اضافه شوند تا از لحاظ کارتوگرافي کامل گردد. به عنوان مثال مي‌توان از علامت‌هاي اختياري(Optional Elements) نام برد.بيشتر اين نشانه‌ها با اينکه الزامي نيستند مي‌توانند براي کمک به بيننده اضافه شوند.

از سوی دیگر طراحی نقشه در کارتوگرافی باید از اصول زیبایی‌شناسی استفاده کند در واقع زیبایی توجه را جلب می‌کند. جلب توجه کاربران ،هدف اصلی طراحی نقشه در کارتوگرافی است.

نویسنده : 2 مرداد 1398

برچسب ها : اصول طراحی نقشه در کارتوگرافی
مقالات مرتبط

طرح گراد

شرکت طرح گراد سپاهان
ارائه دهنده خدمات مشاوره، طراحی و اجرای پروژه های
نقشه برداری معدن، نقشه برداری با پهباد، نقشه برداری زمینی، نقشه برداری معدن با پهباد، نقشه برداری با GPS سه فرکانس، GPS وکارتوگرافی، نقشه برداری ماهواره ای و فروش داده های ماهواره ای

اصفهان، بهارستان
خیابان فرشته، مجتمع رضا، واحد2

ارتباط با مدیریت :